×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۵ تیر - ۱۳۹۹  
false
true
انتشار «پایی که جا ماند» برای هفتادمین بار

به گزارش شبکه خبری ایرانا، کتاب «پایی که جا ماند»، یادداشت‌های روزانه سید ناصر حسینی‌پور در دوران اسارتش است که به‌صورت خاطره نوشته شده است.

سید ناصر حسینی‌پور در شانزده سالگی، در آخرین روزهای جنگ، در جزیره مجنون به اسارت عراقی‌ها درآمد. وی در طول دوران اسارت شاهد وقایع تکان‌دهنده و دردآوری بوده و سعی کرده است دیده‌بان اتفاقات و حوادث ماندگار و درس‌آموز اسارت باشد و رفتارهای خوب و بد عراقی‌ها را به‌صورت گزارش روزانه بنگارد؛ در عین حال که تلاش کرده است به امور روزمره نپردازد.

این کتاب در ابتدا در ۲۳ صفحه به‌صورت خلاصه و رمزگونه و با چند کد و کلمه کوتاه در دوران اسارت این نویسنده، به‌صورت مخفیانه نوشته و بعد از آزادی وی، براساس تاریخ، کدها و جمله‌های کوتاه که هرکدام گرای خاطره و اتفاق خاصی بوده، بازنویسی شده است به طوری که توانسته است خاطرات ۱۸۷ روز از ۸۰۸ روز اسارت را به تحریر درآورد.

وی نام این دفترچه را «تقلب‌های زندان» گذاشته بود. در پایین صفحه اول به طعنه جمله‌ای از صدام درباره اسرای ایرانی نوشته شده است: الاسرای ایرانی ضیوف من الاعراق! یعنی اسیران ایرانی در عراق مهمان‌اند! نویسنده، این جمله به این دلیل نوشته بود که اگر روزی دفترچه‌اش به دست نگهبانان عراقی افتاد با دیدن این جمله صدام کاری با او و دفترچه نداشته باشند. در این متن دستنویس نام صدام از آخر به اول نوشته شده است؛ یعنی مادص.

در قسمت پایانی کتاب تصاویری از ۲۳ صفحه دفترچه جیبی که نویسنده از عراق آورده، ضمیمه شده است.

رهبری معظم انقلاب اسلامی در سال ۹۱ دست نوشته‌ای بر این کتاب نگاشتند و به درستی به اهمیت این کتاب ارزشمند که به روایت استثنایی از حوادث هولناک اسرای ایرانی پرداخته، تاکید کردند. متن تقریظ رهبر معظم انقلاب بر این کتاب بدین شرح است:

بسمه تعالی

تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن‌چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان‌دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جز به جز و کلمه به کلمه دربرابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر: غم و خشم و نفرت.

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true